قهرمان ميرزا عين السلطنه
1338
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
جانى ترا بيرون كرديم ، خيلى البته ملول هستى . او هم انكار كرده كه دوست من نبود منتهى در همقطارى آشنائى داشتيم . تمام اين تنبيه و تأديب او كه الان هم مىگويند حكم شده چهل هزار تومان جريمه بدهد براى اين شد كه در مجلسى كه صحبت بحرينى به ميان آمده است گفته است . . . پس اولاد رسول نمىباشد . اين حرف به گوش او رسيده با حكيم الملك خدمت شاه رفته مطلب را گفتهاند با بعضى زوايد . طورى شده كه احدى به القاب و مرحمت شاه مطمئن نيست . معتضد السلطنه مىگفت من خود را مثل بصير السلطنه مىدانستم . اگر يك ساعت خدمت شاه نبودم ده نفر عقبم مىآمد . در يك ساعت به سر من آمد آنچه كه آمد . باشد تا همين حكيم الملك هم مغضوب و منكوب شود كه باز شاه به صدراعظم فرموده بود كه جان من ، دست حكيم است ! تاراج جواهرات ديروز سلطان حسين ميرزا خانهء حضرت و الا بود ، مىگفت در محضر ناظم الدوله بودم نظام العلماء و ناصر السلطنه هم بودند . صحبت شد ناظم الدوله گفت كاسهء فيروزه به قيمت هفت كرور رسيده و صدراعظم در اين باب به دول « پروتست » كرده كه به سرقت كاسه را بردهاند و بايد قيمت آن به دولت برسد ! مثل اينكه شخص موثقى گفت صدراعظم از پلهكانهاى عمارت پارك بالا مىرفت و فحش به تركها مىداد كه مرواريدها را كه گرفتيد ، طلاها را كه برديد ، جواهرهاى ديگر را كه گرفتيد . ده ، ملك ، خانه ، باغ هرچه بود جاروب كرديد . باز دست از يقهء اين مردم برنمىداريد كه گفتند حاجب الدوله از عقب مىآيد . فورا ساكت شده صحبت از عمارت و راهپله بهميان آورد . هشت من مرواريد دادند گريانس ارمنى به فرنگستان برده فروخت . گريانس ارمنى اين گريانس از تجار پست ارامنه [ است ] و مدتها در جلوى سبزهميدان دكان داشت . الان هم دارد . جنرال آجودان شده و الان خيلى تقرب دارد . همهروزه حاضر و ناظر است . مىگويند اخبارنويس سفارتها و روزنامهچيهاى خارجى هم مىباشد . زن خوشگلى دارد . بيشتر بواسطهء آن اين منزلت را پيدا كرده . مرواريدها را ارزان فروخت . از آنطرف توپ و مونيسيون « 1 » خريده . چه گران خريده ، چه گرانتر به پاى ديوان حساب
--> ( 1 ) - مهمات - Munition